مسئله خوب، مسئله بد

wp-video-feature

یکی از گام های همیشگی و مهم طراحی در برخورد با صورت مسئله بررسی صدق آن است. طراحان پیش از هرچیز به دنبال مسئله واقعی و یافتن ریشه آن هستند. شعار همیشگی طراحان می گوید، اگر مسئله را درست تعریف کنیم نیمی از راه را پیموده ایم.   طراح به دنبال بازتعریف درستی از مسئله است تا آنرا در لحظه مناسب غافلگیر و حل نماید.

اما مسئله درست چیست؟ آنهایی که با آراء بوکانن و لاوسون آشنایی دارند می دانند تعریف یک سوال درست تا چه حد مشکل و غیرممکن می نماید. سوالی که جنبه های مختلف آن با یکدیگر سازگار بوده، تناقضی در درون خود نداشته باشد و بتواند به یک راه حل درست و در دسترس نیز ختم شود.

اگر با مسائلی از جنس ریاضیات سر و کار ندارید خیلی به دست یابی به یک تعریف سازگار از مسئله امیدوار نباشید. در مواجهه با مسائل پیچیده و خبیث بهترین استراتژی دست یابی به یک سازش است.سازشی موقت که در خود نقاط کوری دارد اما بهترین تعریفی است که میتوان در این میز مذاکره بدان دست یافت

مسئله ای که ممکن است از نگاه یک کارشناس درست تنظیم شده باشد،ممکن است از نگاه یک طراح غلط و نا مربوط قلمداد شود. مسئله از نگاه افراد است که تعریف می شود، هرکسی متناسب با تخصص، پیشینه و نوع راه حلی که در ذهن دارد مسئله را تعریف می کند. یکی از دلایل آنکه طراحان راه حل محورند همین است که آنها مسئله را متناسب با ظرفیت های موجود حل آن تعریف می کنند. از نظر یک طراح مسئله ای که ایجاد راه حل مناسب برای آن مقدور نباشد، مسئله خوبی نیست و باید آنرا مجدادا تعریف کرد. طراحان پیش از تعریف مسئله به امکانات نگاهی می اندازند، اگر امکانات موجود شما یک بیل و چند تکه پارچه است، مسئله سرپناه را به شکلی تعریف می کنید که شب هنگام از گزند جانواران در امان باشید. اما اگر یک تیم اجرایی قوی با تجهزیات سنگین در اختیار دارید، خوب شانس به شما رو کرده، هرچه دل تنگت می خواهد بگو!

یک طراح می آموزد یک مسئله را به شکل های گوناگون می توان قاب بندی کرد. هر یک از قاب هایی که بر صورت مسئله می بندیم، شناخت ما از مسئله است و نه خود مسئله. منظره ای را تصور کنید که شما را به عنوان یک عکاس به گرد خود می خواند، شما مدام زوایای متنوعی را از منظره شکار می کنید و هر قابی که میبندید گوشه ای از مسئله را آشکار می کنید و حال و هوای ویژه ای به آن می بخشید. کار طراح هنگام مواجه با مسئله و در طول پروژه به همین ترتیب است. طراح از زوایای گوناگون مسئله را پایش می کند و در نهایت ممکن است چند قاب را که می توان با آنها بهتر ارتباط برقرار کرد و از دریچه مناسب به حل مسئله اقدام نمود، به عنوان تعریف از مسئله بکار بندد.

شایان ذکر است، پروسه طراحی یک نظام دائما تکرار شونده است، طراح در دل فرآیند حل مسئله است که می تواند مسئله را بهتر بشناسد و تعریف درستی از آن ارائه دهد. بنابراین همچون همیشه توصیه، آغاز روند حل مسئله پس از یک شناخت کلی از آن و بارنگری های سریع در صورت مسئله و در دوره های زمانی کوتاه است.

Wicked Problem

از جمله کلیدواژه ها برای برای مطالعات بیشتر پیرامون موضوع است.

Richard Buchanan

Desmet

ازجمله محققین این مبحث به شمار می روند.

منبع: مقاله فبلی خودمان در لینک دین https://www.linkedin.com که بواسطه ایرادات هاست سایت از دست رفت!

پاسخ دهید

هفده − 10 =