ساخت قابلیت های سازمانی براساس تفکر طراحی

این نوشته بخشی از مقاله سید هادی فرحزادی است که در شماره 270 ماهنامه تدبیر به چاپ رسیده است.

تفکر طراحی طی دو دهه‌ی گذشته توجه ویژه ای را در علوم مهندسی به خود جلب نمود؛ و منشأ تغییرات متعددی در نگاه به طراحی و ایجاد مصنوعات و محصولات جدید شد. این تفکر در اواخر دهه‌ی 1990 و بر مبنای نظریه «علوم مصنوعات» هربرت سایمون توسعه یافت. با توسعه‌ی کاربردها و نمایان شدن آثار مثبت و جذاب تفکر طراحی در حوزه های مختلف، این رویکرد طی دهه‌ی گذشته در علوم اجتماعی و به خصوص مدیریت نیز توجه ویژه  ای را به خود جلب کرده است.

برمبنای این تفکر، طراحی یک فعالیت ذهنی- تجربی است که بر مبنای استفاده از تفکر خلاقانه و سنجشگرانه(Critical) برای درک، تجسم، توصیف و حل مسایل پیچیده و بدساخت، صورت می‌گیرد. براین مبنا فرآیند طراحی دارای دو بستر فکری است: تفکر سنجشگرانه که تأمل صحیح و یادگیری درست از تجارب و مشاهدات را ممکن می‌کند؛ و در کنار آن تفکر خلاقانه که از طریق تصور، بینش و ایده‌پردازی، راه های تازه را پیش روی قرار می‌دهد.

لذا می توان این چنین گفت که مهم ترین نکته در مورد تفکر طراحی، توصیفی نبودن آن است. تفکر طراحی برای توصیف مسایل تلاش نمی‌کند؛ بلکه می‌کوشد با یادگیری از مسایل و ایجاد راه حل‌های کاربردی، از سد محدودیت ها و کاستی های محیط گذشته و پلی برای عبور از آن‌ها بسازد. برای سازمان‌های ایرانی که در حال دست و پنجه نرم کردن با ناتوانی‌های موروثی و شرایط دشوار محیطی هستند، توجه ویژه به ساختن راه های جدید  بسیار کلیدی ست؛ بنابراین استفاده از تفکر طراحی برای بازشناسی و ساخت قابلیت‌های سازمانی در کشور ما، بسیار مفید به نظر می‌رسد.

برای مطالعه کامل مقاله به لینک مراجعه فرمایید.

دیدگاهتان را بنویسید

هجده − هجده =