تاریخچه کوتاه تفکر طراحی

از سری مقالات تخصصی تفکر طراحی- شماره یک

ریشه های شکل گیری مفهوم تفکر طراحی به دهه شصت قرن بیستم و نهضت متود های طراحی[1] باز می گردد. جایی که اولین تلاش ها برای مرزبندی علم دیزاین از علوم طبیعی انجام گرفت. در این زمان دیزاین به عنوان روشی علمی برای ساختن فرم های جدید، محصولات جدید و به صورت عمومی تر، دانش جدید، معرفی شد( Elsbach& Stigliani, 2018:3). بر اساس این انفکاک، در حالیکه علوم طبیعی بر تحلیل واقعیت موجود تمرکز دارد و به دنبال یافتن پاسخ برای “چه چیز است” می باشد، دیزاین تبدیل وضعیت فعلی را به حالتی بهتر، مورد هدف قرار می دهد و به دنبال “چه چیز باید باشد” می گردد(Simon, 1969: 4). این نگاه را Schön (1983) تعقیب می کند؛ او به وجود یک مکالمه فردی و درونی میان شی و طراح اشاره دارد که در خلال آن طراح به حل مسائل خوب ساختاردهی شده[2]، فائق می آید. از همین منظر وی ذات فرایند دیزاین را انعکاسی[3] (یادگیری از طریق فعالیت) می داند که به چارچوب بندی های چندین باره مسئله یا موقعیت به طرق مختلف(چیدمان مسئله[4]) می پردازد. با این نگاه و به مرور دیزاین به عنوان فرایندی برای حل مسائل بد تعریف، بد ساختار[5] و شرور شناسایی می شود(Buchanan, 1992). در همین دوران تلاش های نایجل کراس در بسط مفهوم راه های طراحانه درک کردن[6] نیز انجام می گیرد که دیدگاه های هم عصران خود را مورد تایید قرار می دهد. می توان لاوسون، بوکانن و کراس را سردمداران و پایه گذاران تفکر دیزاین در این دوره خطاب کرد. در ادامه، شیوه عمل طراحان در حل مسئله مورد توجه حوزه مدیریت و جهت حل مسائل آن، قرار گرفت( Elsbach& Stigliani, 2018:3) و این دوره ای است که کاربرد تفکر طراحی در حوزه های دیگر به شکلی جدی مورد توجه قرار گرفت. تیم براون، راجر مارتین و جین لیدکا، چهره های شناخته شده ای در بسط این حوزه به حساب می آیند. در این معادله دیزاین و مدیریت در موضوع تصمیم گیری هم ریشه دانسته شدند و بر این اساس امکان الهام گرفتن مدیریت از آن برای خلق تصمیمات فارغ از منطق[7] فراهم شد( Elsbach& Stigliani, 2018:3). در نهایت این اثر بخشی و استفاده از تفکر طراحی برای بهبود کسب و کار، تا تلاش برای بهبود عملکرد بنگاه به پیش رفت(Chiva & Alegre, 2009; Gemser & Leenders, 2001). در حال حاضر تفکر طراحی در حوزه های متنوع و گوناگونی همچون آموزش، تجارت، مدیریت و خدمات پزشکی کاربرد دارد و تفکر طراحی و حوزه های تحت نفوذ آن همچنان در حال گسترش است.

[1] – design methods movement

[2] – well-formed problems

[3] – Reflective

[4] – Problem setting

[5] – ill structured

[6] – Designerly ways of knowing

[7] – irational decision-making

دیدگاهتان را بنویسید

20 − نوزده =